السيد محمد صادق الروحاني

36

راه سعادت (فارسى)

ج : اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به پسرش فرمود : « اى فرزند ! اگر چه من به اندازه پيشينيان عمر نكرده‌ام ، ولى در كارهاشان نگريسته‌ام و در سرگذشتشان انديشيده‌ام و در آثارشان سير كرده‌ام ، تا آنجا كه ، گويى خود يكى از آنان شده‌ام . و به پايمردى آن‌چه از آنان به من رسيده چنان است كه پندارى از آغاز تا انجام با آنان زيسته‌ام و دريافته‌ام كه در كارها آن‌چه صافى و عارى از شائبه است كدام است و آنچه كدر و شائبه‌آميز است ، كدام . چه كارى سودمند است و چه كارى زيان‌آور . پس براى تو از هر عمل ، پاكيزه‌تر آن را برگزيدم و جميل و پسنديده‌اش را اختيار كردم و آنچه را كه مجهول و سبب سرگردانى تو شود ، به يك سو نهادم . و چونان پدرى شفيق كه در كار فرزند خود مى نگرد ، در كار تو نگريستم و براى تو از ادب چيزها اندوختم كه بياموزى و به كار بندى . و تو هنوز در روزهاى آغازين جوانى هستى و در عنفوان آن . هنوز نيتى پاك دارى و نفسى دور از آلودگى . مصمم شدم كه نخست كتاب خدا را به تو بياموزم و از تأويل آن آگاهت سازم و بيش از پيش به آيين اسلامت آشنا گردانم تا احكام حلال و حرام آن را فراگيرى و از اين امور به ديگر چيزها نپرداختم » ) « 1 » .

--> ( 1 ) . أَيْ بُنَيَّ ، إِنِّي وَإِنْ لَمْ أَكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كانَ قَبْلي ، فَقَدْ نَظَرْتُ في أَعْمالِهِمْ ، وَفَكَّرْتُ في أَخْبارِهِمْ ، وَسِرْتُ في آثارِهِمْ ؛ حَتَّى عُدْتُ كَأَحَدِهِمْ ؛ بَلْ كَأَنِّى بِمَا انْتَهَى إِلَيَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أَوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِمْ ، فَعَرَفْتُ صَفْوَ ذلِكَ مِنْ كَدَرِهِ ، وَنَفْعَهُ مِنْ ضَرَرِهِ ، فاسْتَخْلَصْتُ لَكَ مِنْ كُلِّ أَمْر نَخِيلَهُ ، وَتَوَخَّيْتُ لَكَ جَمِيلَهُ ، وَصَرَفْتُ عَنْكَ مَجْهُولَهُ ، وَرَأَيْتُ حَيْثُ عَنانى مِنْ أَمْرِكَ ما يَعْنى الْوالِدَ الشَّفِيقَ ، وَأَجْمَعْتُ عَلَيْهِ مِنْ أَدَبِكَ أَنْ يَكُونَ ذلِكَ وَأَنْتَ مُقْبِلُ الْعُمُرِ وَمُقْتَبَلُ الدَّهْرِ ، ذُو نِيَّة سَلِيمَة ، وَنَفْس صافِيَة ، وَأَنْ أَبْتَدِئَكَ بِتَعْلِيمِ كِتابِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ وَ تَأْوِيلِهِ ، وَشَرائِعِ الْاسْلَامِ وَأَحْكَامِهِ ، وَحَلَالِهِ وَحَرامِهِ ، لَا أُجَاوِزُ ذلِكَ بَكَ إِلَى غَيْرِه ؛ نهج البلاغه ، نامه 31 .